اومدم. دیدم. راه رفتم. نوشتم. ایستادم. لمس کردم. بو کردم. حس کردم. بازی کردم. نگاه کردم. گوش دادم. خوشحال کردم. ناراحت کردم. نوشتم. نوشتم. نوشتم. فهمیدم...
تا به اینجا راهِ زیادی اومدم. راه زیادی مونده یا نه روُ تو میدونی. تا به اینجا همراه زیاد داشتم. همدل. گوش برایِ شنیدن. چشم برایِ دیدن. دل برایِ دوست داشتن. که دمت گرم. که بازم هست. که برای اونم دمت گرم. بعدش باز نوشتم. نوشتم. نوشتم. فهمیدم...
ساختم لحظه هاموُ. رنگ دادم. عشق دادم. مهربونی. بخشش. فراموشی. اَلَک کردن خوبی و بدی. دیدنِ چیزایی که برایِ من به وجود آوردی. دلبری کردنشون. تکونِ برگا که انگار دارن برام دست میکنن. رنگاوارنگِ گلا که رسالتشون نوازشِ چشم وُ روحمِ. که خوشحال کردنِ دلِ همراه هامه. زمین. آسمون. و ... خواستم لحظه قیمتی بشه. به یادآوردنی بشه. که از چیزایِ کوچیک خوشحال بشم. ناراحتی روُ پر میدم وُ فراموش کنم. این وسطا. یه وقتا. دلی روُ ناراحت کرد فقط.. ولی تو میدونی که اگر میدونستم و بدونم میسازم لحظه شوُ دوباره. دوباره. دوباره. چون من توام. باید تو باشم. بعد نوشتم. نوشتم. نوشتم. فهمیدم...
امتحانم کردی. نشونه فرستادی. دیدم. ندیدیم. حس کردم. فهمیدم. نفهمیدم. یه جاها ادایِ شاگرد اولا روُ در میاوردم دستموُ میبردم بالا وُ میگفتم من تموم کردم. منو ببین. یه وقتا میفهمیدم 18 رو 20 کردی برام.. . اونموقع هم که خیلی خوب میدادم. دروغ چرا. خوشحال میشدم. آخه اینکه تویِ چشمِ تو بیام برام مهمه. تو منو ببین. تو منو بخواه.. . باز نوشتم. نوشتم. نوشتم. فهمیدم...
سعی کردم خوب باشم. میکنم. از دستم در میرفت ولی خوبی. چموشِ. دل به دلِ بدی میده. میرن بازی میکنن. بدی هم که باهوش اونو قال میذاره میاد پیشم. بعد منم که حواسم نباشه دل به دلش میدم. بعد تو منو نمیبینی. میدونی نمیخوام. خوبی باهوش تره. وقتی میاد پیشم. تو منو میبینی. تو هستی. بدی هم هست، هستیا. یعنی من میخوام باشی. چون که میدونی من میخوام خوب باشم. خوب تر. همونی که تو میخوای. باز نوشتم. نوشتم. نوشتم. فهمیدم..
از دنیا به تنگ اومدم. از بودنِ توش. از رنگاوارنگ دیدنِ آدما. خوب و بد به نوعی.. . انگار که میخواستم بزنی رویِ دورِ تند برسم به تهش. به تو. تهِ من یعنی تو. میشنوی. میبینی. بغلِ تو حتی نه کنارت. نوشتم. نوشتم. نوشتم. فهمیدم...
فهمِ اینکه تو دوسم داری. که به خودم بد میکنم. ولی صبح بلند میشم. زنده ام و بهم فرصت میدی. که بسازم زندگیموُِ که خوشگل تر بیام پیشت. دیدنی تر. من به اینا حواسم هست. هست. اونموقع هاییم که نیست یه سیخونک بهم بزن.
برچسب:
نویسنده: نیکی یزدانی