ای یارِ جفا کردهء پیوند بریده
-
تاریخ: 1405/5/25 ساعت: 21:50
ای یارِ جفا کردهء پیوند بریده .. الان که اینو مینویسم یه یه ماهی میشه که انگار در رویِ زمینم نه آسمون. معلقم. و خوب نیست. اینکه پر باشه ولی پر از هیچی. اینکه یه عالمه کار کرده باشی یه عالمه کار بلدی بکنی ولی یهو به این برسی که هیچی بلد نستی. هیچ کاری نمیتونی بکنی. اینکه تاثیری نداری. بودت. نبودت.الا...
-
تاریخ: 1401/11/6 ساعت: 23:56
اومدم. دیدم. راه رفتم. نوشتم. ایستادم. لمس کردم. بو کردم. حس کردم. بازی کردم. نگاه کردم. گوش دادم. خوشحال کردم. ناراحت کردم. نوشتم. نوشتم. نوشتم. فهمیدم... تا به اینجا راهِ زیادی اومدم. راه زیادی مونده یا نه روُ تو میدونی. تا به اینجا همراه زیاد داشتم. همدل. گوش برایِ شنیدن. چشم برایِ دیدن. دل برایِ...
ای یارِ جفا کردهء پیوند بریده ..
-
تاریخ: 1398/11/5 ساعت: 7:52
الان که اینو مینویسم یه یه ماهی میشه که انگار در رویِ زمینم نه آسمون. معلقم. و خوب نیست. اینکه پر باشه ولی پر از هیچی. اینکه یه عالمه کار کرده باشی یه عالمه کار بلدی بکنی ولی یهو به این برسی که هیچی ب
باد در فکرِ رهایی رویِ آرامش ندید
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:27
خیلی هوامو داشته باش.هوایِ هواهایی که بی هوا میاد سراغمکه طوفان میکنهکه تویِ این طوفاننورِ تو برام امیدِکه میفهمم هنوز دوسم داریکه منو به خاطرِ خودم دوست داریکه ولم نکردی.+فَقَد هَربتُ اِلیک...
یه تصمیمِ سرنوشت ساز
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:27
فردا میخوام یه کاری بکنم که میدونی چیه؛ یعنی دو دوتا چارتا کردم دیدم عقلا و احساسا میگم درسته..ولی اگر خیری توش نیست؛ با همه بالا پایینایی که کردم؛ جلویِ راهم سنگ بذار... البته بدون اینکه ناراحت بشم..-با علمِ به اینکه میدونی ضعیفم..-ولی اگر درسته، سنگا رو بردار، از سر راه دلم؛ منطقم، حرفم..کلمه به ک...
آویختهء دردم، آمیختهء مردم
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:27
بله؛اومدم که بگم دلم تنگ شده ، خیلی ساده.اومدم بگم که فکر نکنی نمیفهمم که داری نگام میکنی...اومدم بگم میدونم غر زدنامو میشنوی؛ همین دیشب..میدونم میخندی بهم. میونم ولم نکردی.نگفتنی هایی که نگفتم و نمیگ
مشیّت!
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:27
یه وقتایی خودِ آدم قصد میکنه دورشوُ خلوت کنهیه وقتا خودت خلوت میکنیهر کدومشم یه سختی داره...ولی اونموقع که خودم میکنم، یه خودمی هستاما وقتی تو میکنی تو کردی؛ تو...دیگه مَن نیست توش..شاید ناراحت بشم چر
آخرین منزلِ ما کوچهء سرگردانی ست
-
تاریخ: 1398/2/25 ساعت: 15:52
.تمامِ گوش وُ چشمم پر است از کلام هایی که به یقین و به ظاهر باور داشتمشان، حالا اما ادر این روزهایِ درگذرِ پر از نداستن وُ نفهمیدن، سرگردانم ؛ که این فاصلهء فهمیدن و نفهمیدن چقدر مثلِ مو باریک است. چق
درگیر و دار فکر تو بودن ؛ این است حالِ خوب ...
-
تاریخ: 1396/9/5 ساعت: 14:52
میگه توی لحظه حال بمون تو ذهنم بهش میگم وقتی به یکی ارادت داری و دوسش داری سخته یه رفتاری ببینی که نخوای ناراحت شیا ولی ناراحت بشی… نه اینکه کوه ارادت و دوست داشتنه بریزه ها نه ولی دل دیگه میگیره خدایا بازم گفتی دل به آدما نبند من نمیفهمم… بعدن نوشت: یه وقتایی یادآوری بعضی از حدیثا بهت آرامش میده؛ ا...
خوبی ها مسری اند ... باید سرایت داد ، باید بوسید در آغوش گرفت بگذار از تو خوبی را بگیرند
-
تاریخ: 1396/9/2 ساعت: 14:13
چرا به جایِ کینه وُ قهر وُ دشمنی و...مهربان نباشیم وُ دوست وُ آشنا وُ رفیق..چرا به جایِ اینهمه خوبی اینهمه بدی؟.. چرا خوبی را خرج نکنیم وقتی به همین نقدی در جیبِ دلمان داریم ؟ #مهربان_باشیم#ببخشیم_و_فراموش کنیم ..
الحمدالله علی کل حال
-
تاریخ: 1396/8/12 ساعت: 10:47
من و اینهمه عشق؟ اینهمه محبت ... من و این دریایِ رحمت و مهربونیت شرمنده میکنه اینکه داری غرقم میکنه توی دریای محبته خودت ... آ خدا جونم دلم برای کنار و هم جوار و هم سایه ات بودن پر میکشه عفت و پاکدامنی می ورزم تا به همچون تویی برسم که مثل و مانندی نداری .....
الحمدالله علی کل حال
-
تاریخ: 1396/8/5 ساعت: 15:14
من و اینهمه عشق؟ اینهمه محبت ...من و این دریایِ رحمت و مهربونیت شرمنده میکنه اینکه داری غرقم میکنه توی دریای محبته خودت ... آ خدا جونم دلم برای کنار و هم جوار و هم سایه ات بودن پر میکشه عفت و پاکدامنی می ورزم تا به همچون تویی برسم که مثل و مانندی نداری .....
بسم الله و بالله و علی مله رسول الله
-
تاریخ: 1396/7/23 ساعت: 3:37
السلام یا ملائک مقیم کربلا ...ای فرشته ها و مهمونایِ مجلس عزاالسلام ای صاحب عزا و صاحب الزمان من دخیلِ توام ای منتقم خون خدا .. یابن طه، یابن یس ، یابن شمس و ذاریات السلام ای سر بریده یا قتیل العبرات ...یا باب الحوائج؛ عمو جان من از شما کربلا میخواهم ؟ به همین زودی ها زودتر از زود حالِ بدم را اینجا ...
میرسی به دادم، به آهم، به دردم
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 1:32
کدوم موجِ پریشونی، تو روُ از ذهنِ من شسته؟ ..خودت گفتی فاصله ات با من کوتاههخودت گفتی..ناراحتی؛ حق میدمولی ندارم غیر تویی که گره برام باز کنه ...به کی قسم بدم ؟به آبرویِ پدرمبه پهلویِ شکسته مادرمبه غریبی امامِ مظلوممبه امام زمانم ....به هر کسی که آبرویی نزدِ تو داره قَسَمت میدمواسطه قرارشون میدم که ...
یکشنبه های دوست داشتنی
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 1:32
ادایِ دِین برایِ من و خانوادم از اوجبِ واجباتِ.یادم نمیاد که حق معلم یا استادی به گردنم باشه و از جونم براش مایه نذارم..نصیبم شد که یک سال و نیم یکشنبه ها در محضر استادی باشم که به شدت روحِ بزگی دارن و اخلاقِ نیکی؛ الحمدالله به خاطرِ این نعمت ....حاج آقا شهاب مرادی؛ لحظه هایی من روُ به فکر فرو بردن ...
مبارک :)لدمون
-
تاریخ: 1396/5/4 ساعت: 10:30
مبارک :)لدمون واژه تولد توانایی این رو داره که تو رو پرت کنه به اولِ خلقتتبه اولین گریه اتبه اولین بودنت ..و به اولین فهمیدنتحسی که به روز تولد دارمحسیه که خوش حس و حالم میکنهو این حس دو چندان میشه وقتی بدونی و بفهمی که اولین بودنت کنار یه اولین بودن رقم میخورهدو تا گریهدو تا بودندو تا خلقت با هم .
دلم خیلی گرفته. حرفم نمیاد.
-
تاریخ: 1396/4/14 ساعت: 3:36
دلم خیلی گرفته. حرفم نمیاد. اگه نگماگه ننویسممیترکم خدا جون ..چرا انقدر بعضی از این آدماتحقیرن ؟چرا برایِ اینکه خودشون برن بالا، یکی دیگه روُ زیرِ پاشون له میکنن ؟چرا تو روُ نمیشناسن ؟چرا انقدر تو پیششون، غریبی؟خدایا پرم از بغض،پرم از حرفاز درد دلاز ...خدایا هم دردی و درماندرمانم کن + تاریخ | شنبه
یه راهی پیشِ روم بذار ...
-
تاریخ: 1396/4/2 ساعت: 0:27
دلممجموعهء حرف هاستاما حالابسنده میکنمفقط به گفتن یکی شان ؛از آدمها خسته امحضرت پدر، به نوازشِ دستانِ شما محتاجم..دلم مهربانی پدرانه تان را میخواهد ..دلم، پشتش درآمدن میخواهددلم، شما را میخواهد ....از این حجمِ نا حقیاز این حجمِ خدا نشناسیاز این حجمِ دروغ...خدایا، فریاد....به تو سپردم .......
تلفیق نام کتاب ها در نوشته
-
تاریخ: 1396/3/26 ساعت: 7:32
- در "راه با رفیق""ذهن خطرناک یک انسان معمولی" را کند و کاو کردیم!دیوانگی "اسمش همین است"- "پرندهء من " بمان ؛دوباره شهر "امن، آبی، آرام" میشودمردم "چرند و پرند" میگوینداینجا "بار دیگر شهری که دوست می داشتم" میشود- به "نون و القلم" قسم که حتی"عادت میکنیم" به"تکثیـرِ تاسف انگیز پدربزرگ" ...- به شعر "
آرمان من کشتن تو نیست
-
تاریخ: 1396/3/26 ساعت: 7:32
حسن بابا دشمن ما پیش ما جز رحمت و مغفرت چیزی نمیبیند .... حضرت امیرالمومنینشهید محمدی پور:ای برادر عرب که به دنبال من میگردی تا گلوله ات را در سینه من بنشانیقیامت جای من تو عوض خواهد شد، من به دنبال تو خواهم گشت تا تو را شفاعت کنم .....خدایا شر داعش وتکفیری ها واسرائیل وآمریکا وهرکه بدخواه مردم است ...